Detail

Title: تکه‌هایی از یک کل منسجم ISBN:
· Paperback 360 pages
Genre: Psychology, Nonfiction, Self Help

تکه‌هایی از یک کل منسجم

Published January 2019 by بینش نو, Paperback 360 pages

شاید زندگی پیدا کردن بخش‌هایی از خودمان در تکه‌تکه‌هایی از یک کُلِ منسجم است.
پیدا کردنی که به‌ اندازه‌ی یک عمر طول می‌کشد.
و تکه‌هایی که همه‌جا حضور دارند و فقط کافی است ما در مسیرشان قرار بگیریم، آن وقت اگر هشیار باشیم، شاید بخش‌هایی از خودمان را ببینیم. بخش‌هایی از خودمان را در رابطه‌ها و در آدم‌هایی که تجربه می‌کنیم، در موقعیت‌هایی که قرار می‌گیریم، در فیلم‌هایی که می‌بینیم، در تاریخی که مرور می‌کنیم و حتی در کوچه‌ای که هیچ عابری ندارد و باد درخت‌هایش را بدون حضورِ تماشاچیان نوازش می‌کند.

شاید زندگی همین است. ما زندگی را نه به‌صورت یک کل که به‌صورت جزئیاتی روزمره می‌بینیم. درواقع ما در «لحظه»ای از یک زمانِ اکنون همیشگی هستیم و شاید آن لحظه تمام همان چیزی است که «هدف» نام دارد؛ هدفی به نام زندگی کردن. برخورد کردن با تکه‌ای از زندگی و سپس پیدا کردن تکه‌ای ناهشیار از درونِ خودمان. شاید زندگی تلاشی برای منسجم‌شدن و پیدا کردن بخش‌های بیشتری از خودمان است ودر این تلاش مدام با اتفاقات زندگی مواجه می‌شویم.

این کتاب در برگیرنده مفاهیم اصلی صمیمیت در روابط است. اینکه چطور در مسیر اتفاقات زندگی مان میتوانیم معناهای جدیدی را در مورد خودمان و درونمان به دست بیاوریم و چطور با تجربه ی اتفاقات و تلخی ها می توانیم با درونمان تنها شویم و با همین تنهایی مجبور شویم نگاهی به رابطه ی خودمان با درونمان بیاندازیم. این کتاب در نه فصل نوشته شده و به زبانی ساده با متن هایی جداگانه و تقریباً مستقل از یکدیگر به بررسی چالشهای صمیمیت میپردازد. صمیمیت با درون و صمیمیت با آدمها.

User Reviews

nil changizian

Rating: really liked it
آدم ها معجزه هستند . معجزه هایی دردناک که موقتا در اختیار ما هستند تا تمرین دل نبستن کنیم .


Mahsa

Rating: really liked it
مثل کودک نوپایی که برای راه رفتن به گرفتن دست ما احتیاج داره، ما هم برای طی کردن مسیر زندگی و بلند شدن به دنبال هر زمین خوردن، به کسی احتیاج داریم که دستمون رو بگیره و کمکمون کنه که دوباره بایستیم. با این کتاب، یاد می گیریم که چطور اون شخص خودمون باشیم. که چطور یاد بگیریم منتظر یک ناجی نباشیم و با افکار درست بتونیم دست خودمون رو بگیریم و خودمون ناجی خودمون باشیم.

اگه بخوام این کتاب رو به کسی پیشنهاد بدم، بهش میگم فقط فهرستش رو یه نگاهی بندازه. میدونم که با خوندن فهرست، جادوی این کتاب براش شروع میشه...

کم کم یاد گرفتم آدم ها را آنطور که هستند بپذیرم نه آنطور که من می خواهم باشند.

پونه مقیمی رو سالهاست بخاطر علاقه م به روانشناسی دنبال می کنم و وقتی خبر چاپ کتابش رو شنیدم، می دونستم که نباید از دستش بدم. طی سه ماه تابستون این کتاب رو آروم آروم مزه مزه کردم و اجازه دادم تا طعم تلخ و شیرین خیلی از حرف هاش توی ذهنم گرد و خاک به پا کنه، گرد و خاکی که وقتی روی زمین مینشست، انگار چشمهای من بازتر میشد و میتونستم خیلی اتفاقات رو در جهان درون و بیرون خودم واضح تر ببینم. پونه مقیمی به زبان من و تو حرف میزنه، زبانی که به دل میشینه و احساس میکنی کاملا دلسوزانه روبروت نشسته و داره باهات حرف میزنه و تو رو مخاطب قرار میده، و چه خطاب دلچسبیه. گاهی میون حرف هاش لبخند میزنی، گاهی با یه حقیقت تلخ مواجه میشی و بعد از کنار اومدن باهاش، زیرنظرش می گیری و سعی می کنی تا کنترلش کنی. و آخرش؟ آخرش دلت میخواد راهی بود تا میشد خط به خط حرفهاش رو توی ذهنت حک کنی تا توی هر موقعیت، توی هر زمین خوردن، بتونی با یادآوریش راحت تر بایستی.
حالا دلم میخواد توی مسیری که پیش رو دارم، این کتاب مثل یه دانای کل کنارم باشه و منو همراهی کنه. چون هرچقدر هم خیلی از حرف هاش رو بلد باشم، من و تو خوب می دونیم که ماها توی سختی ها ریسِت میشیم انگار... و احتیاج داریم به یادآوری خیلی از چیزهایی که بلدشون بودیم و فراموششون کردیم.

دلم میخواد کلمه به کلمه از هر فصل تکه هایی از یک کل منسجم رو توی یه جعبه ذهنم بریزم و درش رو ببندم... روی هرکدوم هم بنویسم که این جعبه رو کجای زندگیم باز کنم و بهش پناه ببرم. دلم میخواد اعتیادم، مشق شبِ این کتاب باشه...
دلم میخواد تکه هایی از یک کل منسجم رو از بر کنم... میدونم که میتونم. 🌱

اگر دوست داشتید معنایی برای دردهایتان بیابید، کلمه "چرا" را از ذهنتان پاک کنید. کسی جوابی برای اینکه بفهمید "چرا" برای شما این اتفاق افتاده است ندارد. بگردید به دنبال این سوال؛ اگر این اتفاق ها و دردها فرصتی برای نزدیک شدن به خودتان باشد، قرار است در این فرصت چه چیزی را یاد بگیرید؟ و قرار است این فرصت به شما چه بگوید؟ و آگاه باشید که بدن شما برای این دنیا طراحی شده است پس به شما کمک می کند که رد شوید.


تموم میشه. رد میشیم. کافیه توی دریای گذشته غرق نشیم و شنا کنیم. و الان درست ترین لحظه س برای تجربه این احساس...

ذکر این روزهام؟
تسلیمم در برابر هر آنچه در توان من نیست...

نهم مهر نود و هشت 🍁


Fereshteh Khanzad

Rating: really liked it
مدت ها بود که احساس نیاز به خواندن کتاب های خودیاری نمی کردم.
البته این کتاب را هم نمی توانم یک کتاب خودیاری صرف بنامنم.‌
به این نتیجه رسیده بودم رمان برای من کافی است.‌ و زندگی همان رمان است.
تا نازنین روزی از این کتاب گفت.
از کتاب خانه به دستش رسیده بود و چقدر دوستش داشته و حتما میخواهد کتاب را بخرد تا برای خودش داشته باشد. چند ساعت در کتاب فروشی های انقلاب و کریم خان پرس و جو کردیم.
ولی چاپش تمام شده بود.
بعد از مدتی که کتاب را خریده بود و دوباره خوانده بود، میگفت جوری ارتباط گرفته و دوستش داشته که میخواهد بعد از هر 20 کتابی که می خواند، یکبار دیگر این کتاب را بخواند.

این تعریف کافی بود که ترغیب شوم و بگویم "که دیگه وقتشه این کتابو بخونم."
ولی انگار کافی نبود. گذشت و گذشت تا رسید به فاجعه ی هواپیمای اوکراینی داغ دلمان را تازه نکنم.که هر چه بگذرد، رد تازه و جدیدی از گذشته و سوگواری را حادث می شود.
در بین عکس های دلخراش؛ آن وسایلی که به عکس آدم ها سالم به زمین رسیده بودند. بین کتاب های کودکان که آتش به دل می انداخت؛ کتاب پونه مقیمی در چشمم فرو رفت ، و مضاف که در صفحه ای عجیب باز شده بود با این عنوان:(ترس هایی که هم سن خودمان نیستند.)


اثر غم این ماجرا بیشتر از هر چیزی بر من حس ناامنی بود که زندگی دارد .
دید واقع بینانه و شفابخشی از همین کتاب، بعد گذشت این مدت گرفتم. هرچند کافی نیست.


جدا از حس درک بهتر زندگی، من اصولا یک وجه هیجانی خیلی موثر دارم که باعث سینوسی شدن کارآمدی یا بهتر بگویم رضایت مندیم در زندگی شخصیم می شود.
این کتاب دراین مدتی که می خواندم با یک شیب متعادل و رو به بهبود من را نگه داشت و از همین تاثیر من هم مثل نازنین میخواهم کتاب را بارها بخوانم و به همین جهت هیچ کجای کتاب علامتی نذاشتم تا تمامش برایم بار دیگر مثل بار اول تازه ولی با درک جدید همراه باشد .


خیلی چیزهای دیگری از کتاب یاد گرفتم شما هم بخوانید و امیدوارم کلی لذت ببرید.

نویسنده در صفحه های آخر متنی از" سیمون دوبووار" آورده که من هم همذات پنداری کردم از جهت کشف تجربه های جدید و ترک عادات مثل تجربه ام از خواندن همین کتاب:

از آن پس می کوشم که خودم را به چیزی استوار وصل کنم، می کوشم زمان حالی بیابم و آن را مستقر کنم و به آن گسترش دهم‌. به سفر می روم تا دنیای دست نخورده ای بیابم که زمان برآن سلطه ای نداشته باشد.
در حقیقت، دو روز سفر، شناختن شهری تازه، از شتاب حوادث می کاهد. دو روز در سرزمینی جدید، به اندازه ی سی روز در جایی آشنا که بر اثر افسردگی کوتاه شده، ارزش دارد.
(عادت)، زمان را صاف می کند. انسان بر روی آن گویی که روی کف پوشی بیش از حد روغن خورده، می لغزد.


از کتاب"سالخوردگی"


sAmAnE

Rating: really liked it
می‌تونم بگم یه کتاب خودیاری بود که برای یادآوری برخی نکات که گاهی یادمون میره خوب بود.


Farzaneh

Rating: really liked it
پونه ی عزیز ، امسال کتابت به عنوان کادوی تولد هجده سالگی ام به دستم رسید و الان که تمومش کردم می تونم با جرئت بگم بهترین هدیه ای بود که تا به حال گرفتم. نمی دونم مطالب کتابت برای آدم هایی که از من بزرگترن چه تاثیری داشته یا داره ولی برای من که تازه امسال وارد دنیای بزرگسال ها شدم ، بی نهایت کمک کننده بود. کتابت رو در حالی خوندم که چیزی به اسم ( پذیرش ) رو تا به حال تجربه نکرده بودم. پذیرش خودم ، زندگی و تمام چیز هایی که اتفاق افتاده ان و من دوست نداشتم اتفاق بیفتن و بعد از خوندن کتابت ، ذهنم روشن تر شد. کتابت رو درحالی خوندم که چهار ماه دیگه کنکور دارم و باید سرم تو کتاب های گسسته و هندسه و فیزیک باشه اما خوشحالم که کتابت رو خوندم ، گسسته و هندسه و فیزیک جذاب اند و کنکور مهمه اما نزدیک شدن به آدم درونی و یاد گرفتن ابراز درست خودت مهم تره. نمی گم کتابت همه ی راه زندگی رو نشون من داد یا زندگیم رو نجات داد چون این حرف ها دور از منطق اند . کتابی یا آدم دیگه ای نمی تونه زندگی کسی رو عوض کنه ، هر کسی که مسیر زندگی اش عوض میشه ، خودش این کار رو انجام داده اما میگم کتابت ذهن من رو به عنوان یک دختر هجده ساله که تازه می خواد با واقعیت های دنیای بزرگسال ها آشنا بشه ، روشن کرد و احساسات درونی یا به قول خودت آدم درونی من رو به من نشون داد . کاش می تونستم بیشتر از پنج تا ستاره بدم به کتابت ، به قلم زیبات و توصیف های به دور از شعار و کلیشه ای که داشتی . روزگارت سرشار از خوبی و ممنون !


Parna hs

Rating: really liked it
من عاشق این کتاب شدم
یک کتاب روانشناسی که لایه های عمیق درون آدم رو بررسی میکنه و باعث میشه نگاه آدم به خودش و زندگیش تغییر کنه و من از اینکه یه کتاب باعث شد من چند قدم به خودم نزدیکتر شم خیلی خوشحالم و پیشنهادش میکنم


Hamed Aghakhani

Rating: really liked it
- اندکی overrated.
احساس می‌کنم به طور مناسبی معرفی نشده؛ یعنی اکثر کسانی که این کتاب رو می‌خونن انتظار یه متن روانکاوانه با نتایج حاصل از پژوهش‌های جامع رو دارن، در صورتی که فقط یه کتاب در ژانر روانشناسی عامه‌پسنده(هرچند مطالبی که ارائه می‌ده منطبق با نظریه‌هان و البته روش‌های کاربردی‌ای هستن).
برای رسوندن منظورم مثال میزنم: به طور مفصل گفته شده باید گذر کنیم(move on) و با این‌کار بسیاری از نکاتی که نمی‌تونستیم ببینیم برامون واضح میشن؛ اما اینکه چطوری باید بگذریم رو اشاره‌‌ای بهش نمیشه. یا برفرض روزی که مکث کنیم و به حال توجه کنیم خودمون رو پیدا میکنیم و در آغوش می‌کشیمش. اما خب چطوری میتونیم خودمون رو پیدا کنیم وقتی داریم توی لجن غرق می‌شیم؟ چطوری به کسی که داره درد می‌کشه بفهمونیم تجربه‌ی این درد(سوگ، تنهایی، ناکامی و...) داره بهش کمک می‌کنه؟
بگذریم. به‌جز مواردی که گفتم این کتاب واقعا در منسجم کردن بسیاری از تکه‌هامون کمک زیادی می‌کنه. برای خود من هم هرچند نکته‌ی تازه‌ای نداشت اما همچنان مفید واقع شد و در زمان خوانش متناسب روحیه‌م بود.


Nazanin Taghizadieh نازنین تقی زادیه

Rating: really liked it
اصلا نمی تونم حسمو به این کنتاب بگم. مدت ها بود اینجوری کتاب نخونده بودم
مداد دستم می گیرم و یهو می بینم زیر همه جمله ها خط کشیدم تازه بعدشم دوباره برمی گردم می خونم که کاملا متوجه شده باشم
جای بزرگی توی کتابخونه قلبم رو گرفت


Arezu Wishka

Rating: really liked it
اگه می خواین یاد بگیرین چطور درست با خودتون دلسوزانه و بالغانه حرف بزنین... این کتاب و این قلم و این لحن یکی از بهترین چراغ های راهتون می شه


Mohammad Roufarshbaf

Rating: really liked it
به نام خدا
پونه مقیمی با نوشتن این کتاب شاهکار کرده. این کتاب هم از نظر محتوا درخور ستایش است و هم از نظر ادبیات زیبا. تکه هایی از یک کل منسجم از کتاب هایی است که اگر کسی بخواهد زیر نکات مهم و آموزنده یا جالبش را خط بکشد در پایان می بیند تقریباً هیچ جمله ای نیست که خط زیرش نباشد. از همین جهت هم هست که این کتاب نیاز به مرور دارد.
اما با این حال از نظر من خالی از اشکال هم نیست و اشکال آن چنین است: خدا در آن حاضر نیست. وقتی تنهایی، وقتی درد یا رنج می کشی، وقتی احساس بد می کنی و وقتی در چنگال غم گرفتار شده ای، پونه مقیمی تو را تنها و تنها به یک نفر ارجاع می دهد: خودت. در کتاب او تنها خودت طبیب خود هستی. در کتاب خلقت شاید دردهایی باشد که تو نتوانی طبابت خود را در موردشان بر عهده گیری. آن موقع است که خدایی که همیشه در صحنه است، اما در پشت آن، تو را یاری می کند.
با این حال، اگرچه کتاب با عقاید من کاملاً انطباق ندارد، اما من این کتاب را می پسندم و به آن پنج ستاره می دهم. این کار، یعنی پذیرفتن کلیت کسی یا چیزی حتی اگر با ما متقاوت باشد، یعنی اینکه این کتاب در من اثر کرده و چون این کتاب چنین اثری بر من داشته، لایق نمره ی کامل گرفتن نیز هست.

پ.ن. سعی نکنید خوانش این کتاب را در اسرع وقت به پایان برسانید. حداقل بخشی از درس هایش باید مدتی در ذهنتان خیس بخورد تا خوب جا بیفتد.


Samane

Rating: really liked it
به مدت یک ماه، هر روز صبح مسیر خوابگاه تا آزمایشگاه رو به این کتاب گوش دادم و هی با خودم فکر میکردم: چرا تا حالا اینو نخونده بودم؟ حرفاش همه چیزاییه که خودمون میدونیم، یه جورایی بدیهیاته، همه توی ته ذهن و دلمون اینا رو میدونیم ولی انگار واجبه که یکی دستشو بکنه تو اعماق ذهنمون و بیارتشون بیرون جلوی چشم، تا دیگه بیشتر از این نادیده شون نگیریم...حرفای جالب و آموزنده و آروم کننده ای میزد...خوشم اومد...آرومم میکرد...
همین.


Parsa Sotoodehnia

Rating: really liked it
پونه مقیمی رو مدتها پیش از اینستاگرام میشناختم.
نوشته هاش خیلی به دلم میشنست و از قلمش خوشم میومد و به عنوان معدود ایرانی روان شناس که چرت و پرت نمیگفت محترم بود برای من

بخش زیادی از کتاب رو متن پست های اینستاگرامش بدون تغییر تشکیل میده(گاهی با اندکی تغییر)
دقیقا با همون سبک نوشتارِ کپشن نویسیِ اینستاگرام ( که البته از نظر من ایرادی نداره و جذاب هم هست)

با توجه به روانشناس بودن نویسنده توقع داشتم مسائل به صورت ریشه ای و کاملا علمی بیان بشن
اما متاسفانه کتاب به شدت برای عموم نوشته شده و فقط مسائل رو میگه و میره که البته صمیمی و بدون تکلف اینکارو میکنه اما من خیلی احساس نکردم که فردی با تحصیلات آکادمیک در این حوزه این مطالب رو نوشته ( همین صمیمیت و شیوایی کلام بود که باعث شد بتونم کتاب رو تا انتها بخونم و بزرگترین نقطه قوت کتاب هست)
نویسنده به خوبی مسائل رو شکل میده و اونهارو بیان میکنه اما نمیتونه به همون خوبی به ارائه راه حل بپردازه و هربار مسیر از دستش خارج میشه و هر گفتار به مطالب به شدت شعارزده منتهی میشه که برای من اعصاب خرد کن بود (مطالبی مثل : خوشحال باش, ادمای زیادی هستن که پا ندارن و موفقن , ادمای زیادی مشکل دارن شما رو دارن , تلاش کنین , در لحظه زندگی کن) که دلیلش فکر میکنم نداشتن تجربه کافی نویسنده است که تاثیر گذاری مطالب روهم کم کرده ( خلاصه ای از آنچه آموخته را از کتابی دیگر به این کتاب منتقل کرده و ممکن است حاصل باور یا دست اورد تجربی وی نباشد )

یکی دیگه از ضعف های کتاب این بود که به بعضی از مشکلات به صورت یک طرفه میپردازه مثلا از فردی که رابطه رو رها کرده میگه , از کسی که مورد ظلم واقع شده میگه , از کسی که دوستش نداشتن میگه اما سخنی از کسی که نتونسته در رابطه دووم بیاره یا از کسی که شخص مقابل رو ناراحت میکنه یا اذیت میکنه یا به دیگری ضربه میزنه گفته نمیشه در صورتی که این افراد کم نیستن و همیشه پنجاه درصد از افراد داخل روابطِ شکست خورده رو تشکیل میدن

به طور کلی برای یادآوری یک سری مشکلات و دغدغه ها و تفکر درباره این مسائل کتاب خوبی است چون طیف وسیعی از سئوالاتی که برای همه ما پیش اومده رو در بر میگیره.
برای من نزدیک به 60 صفحه از کتاب واقعا شاخص و دوست داشتنی بود و کمک زیادی کرد اما صفحات زیادی هم بودن که این حس رو به من داد که نویسنده فقط میخاسته چیزی بنویسه یا و نبودشون خیلی بهتر بود (اینکه به جای 360 صفحه کتاب 100 صفحه ای بنویسیم کسی نمیگه طرف بیسواد بود یا نمیتونست بیشتر بنویسه)(این حس که دارم کتاب زرد میخونم یا نه سراسر کتاب به صورت سینوسی در ذهنم ایجاد میشد)

کتاب بیشتر برای نوجوانان , افرادی که تا به حال رابطه نداشتن و یا هنوز وارد جامعه نشدن میتونه مفید باشه و من هم اگر چند سال پیش کتاب رو خونده بودم شاید امتیاز بالاتری میدادم
چرا ؟ چون که با داشتن یکی دوتا رابطه و ورود به جامعه و هم کلام شدن با افراد مختلف خود به خود ادم به درصد بالایی از این گفته ها پی میبره .
___________________________

پ.ن1: با توجه به اینکه چند وقت پیش کتاب در مسیر عشق(الن دوباتن) رو خوندم و اون هم درباره رابطه و چالش هاش بود
نمیتونم مقایسه ای انجام ندم و نگم با توجه به اینکه دوباتن روانشناس نیست اما چقدر عالمانه به این موضع پرداخته
در نتیجه اگر قصد مطالعه کتابی با این موضوع رو دارید مسیر عشق رو بیشتر پیشنهاد میکنم.

پ.ن2 : ممنونم از دوست مهربان و دلسوزم فاطمه.ک که این کتاب رو معرفی کرد..


Reihane Hosseini

Rating: really liked it
بنظرم این کتاب می‌تونه به عنوان دایرة المعارف استفاده بشه. هر رفتاری هر احساسی ازش صحبت شده و کمک می‌کنه که از نظر فکری حسی و رفتاری رشد کنی.‌ این کتاب یک اتفاق خوب از دل اینستاگرام بود. کپشن های پیج پونه مقیمی ( نویسنده کتاب) تبدیل شد به یک کتاب. ( البته با توضیحات بیشتر).


Nazanin Moshiri

Rating: really liked it
قطعا یکی از بهترین کتاب هایی که تو زندگیم خوندم...تاثیرگذار و پر از جزئیات


Elahe

Rating: really liked it
این مدل کتاب‌ها اصلا شبیه من نیستن